یاداشتی بر: ماه،حلقه ی بی انگشت
سروده: میثم ریاحی
نشر داستان سرا
ماهِ، حلقه ی بی انگشت. مجوعه ای از میثم ریاحی، متشکل از سه دفتر شعر با نام ها ی "انگشت روی سنگ"،"حلقه های اشاره" و" اوراد" است که در بر گیرنده روندی از تجربه گرایی در کار سرایش این اشعار را حتی در نام گذاری این سه دفتر به نمایش می گذارند . شعر های دفتر اول این مجموعه را می توان با شعر های تقریبا” کوتاه و طرح گونه اش به برهه ای از روند شعر فارسی ارجاع داد که با شعر شاعرانی مثل رضا چایچی و بهزاد زرین پور در اوایل دهه هفتاد به اوج خود رسید این نوع شعر که می شد وام گیری برخی پیشنهادات از اشعار شاملو و ترجمه هایکو ها و کاربرد زبان گفتار را در آنها به نظاره نشست دارای چهار چوب های کاملاً مشخص و قابل شناسایی بودند.خصلت کلی این اشعار عینت گرایی و ایجاز آنها در توصیف بود. گاهی شاعر با چند توصیف کوتاه و شوکی که در پایان به شعر می داد ضربه ای به جهان ذهنی مخاطب وارد می کرد و ارتباطی می آفرید میان اجزای توصیف شده و معنایی معمولاً اومانیستی/ رمانتیک. "من" به عنوان توصیفگر جهان یا همان سوژه شناسای دکارتی همواره قهرمان و قربانی نادیده انگاشته شده و مظلوم این اشعار به شمار می رود. شهود رکن اصلی این آثار بوده و دایره واژگانی در این قبیل اشعار معمولاً از اجزای قابل توصیف جهان پیرامونی رصد می شوند این اشعار معمولاً به "چیز" (معمولاً مهیب و فاجعه گون)نزدیکترند تا به مفهومی انتزاعی. به نام دفتر اول دقت کنید.
راز
گلها آب می نوشند
اما
کاسه را
از چشمان ما قرض می گیرند !ص40
در ادمه این روند ما با دفتر دوم و سوم روبرو می شویم که از نظر تعداد، اشعار کمتری را در خود جای داده اند و به شکلی نا محسوس، گویی رفته رفته از آن عینت به سمت ترکیبات ذهنی تر فاصله می گیریم . فرم عمودی و لاغر به سمت خطوط افقی تغییر شکل می دهد و در پایان مجموعه ما با شعری مواجهیم که کاملاً افقی تقطیع شده است. با تمام این حرفها با مرور کوتاهی در این مجموعه با لحظه های نابی مواجه می شویم که از سلوک شاعر با جهان ذهنی و زیستی اش ناشی شده و به نوعی صدای گام های شاعر را در روندی آهسته اما کاملاً تجربی در هر شعر با تمام وجود حس می کنیم.
نوشته شده در دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 14:46 توسط فرهاد اکبرزاده |

